ما دائماً با معشوقه هایمان شطرنج بازی می کنیم

وقتی که صفحه ی شطرنج را روبرویمان می بینیم

ما کنار زن هایمان ایستاده می خوابیم

تا مگر به ما شبیخون نزنند

عشقمان را می کشیم

دیگر این دوئل را نخواهیم باخت

کلمه را تکّه تکّه می کنیم

آن تکّه اش را بر می داریم

که تو دوستش می داری

عقلمان را بگیر 

تمام تلاشمان را می کنیم تا فکر نکنیم

جانمان را بگیر

اگر تو بخواهی به بطن خویش باز می گردیم

که اشتباه در جهانت وارد شدیم

به خدا قسم صورتم را خواهم کَند

تمام اجزای بدنم را می بُرم

که من جسمی چاق و لاغر و زشتم

و تو زیبایی و زیباییت از فرنگ آمده

اوج گرفته ای از فرهنگ هزار ساله ات

آنگونه که در آسمان جای گرفتی

و خدایمان شدی

دنیا متعلق به توست

تو ای مومن ترین مومنان،سانسورچی،

تو سانسور کن!