انسانیت به معنای طبیعت و ذات انسان است. این کلمه به وضع طبیعی انسانی اشاره دارد. وضع طبیعی حالتی است که در آن انسان ها بدون دخالت علل خارجی و به صورت مستقیم و فی ذاته عمل میکنند. با این تعریف وضع طبیعی با حالت آنارشیم مساوی است. دو نظریه در باب وضع طبیعی انسان وجود دارد: یک اینکه انسان ها در وضع طبیعی به صورت خیر خواهانه و اخلاقی عمل می کنند و هر یک از آنها فرشته هایی هستند که در روی زمین قرار گرفته اند. طرفداران این نظریه در پاسخ به این سوال که پس این حجم از شرارت آدمی از کجا می آید؟ جواب می دهند که این شرارت ناشی از عوامل دیگری من جمله دولت می باشد و خود انسان ها موجوداتی پاک به شمار می روند. عوامی که از انسانیت سخن می گویند و دین خود را انسانیت می نامند! ناظر به این نظریه صحبت میکنند. بحثی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا اخلاقیات اعتباری هستند یا اصیل؟ مطابق این نظریه اخلاقیات اصیلند و در خود انسان ها وجود دارند. دو اینکه انسان ها در حالت طبیعی شرور و منفعت طلب هستند و نمیتوان آنها را به حال خود رها کرد چرا که به گرگ هایی بدل خواهند شد که همدیگر را خواهند درید. بنا بر اینکه کدام یک از این دو نظریه را قبول داشته باشیم حکومت های متنوعی شکل میگیرند که تعدادی بر آزادی بنا بر نظریه ی اول تکیه دارند و تعدادی دیگر بر امنیت بنا بر نظریه ی دوم. آنچه که واضح است امنیت و آزادی دو مفهوم معکوس نسبت به یکدیگرند که با زیاد شدن یکی دیگری کم می شود.