اصلی فلسفی در حقوق وجود دارد به نام اصل عدم. این اصل بیان می دارد که اصل، عدم هر چیزی است مگر اینکه وجودش ثابت شود. بنا بر این اصل چنانچه در وجود چیزی شک کنیم؛ حکم به عدم آن می دهیم. این اصل در دیالکتیک کاربرد بسیار دارد. اولا چنانچه کسی میخواهد چیزی را بیان یا اثبات کند؛ باید آن را با دلایل روشن اثبات نماید. در غیر این صورت آن چیز در حکم عدم و اشتباه است. ثانیا عدم دلیل نمیخواهد و کسی که می خواهد بگوید چیزی وجود دارد باید آن را اثبات نماید و نه آن کس که میگوید آن چیز وجود ندارد. برای مثال کسی که میگوید خدا وجود دارد باید آن را اثبات نماید و نه آن کس که می گوید خدا وجود ندارد. طبق این اصل در صورتی که فرد نتوانست با دلایل قاطع خدا را اثبات نماید؛ خدا وجود نخواهد داشت. البته حکم به وجود نداشتن خدا به این معنا نیست که قطعا خدا وجود ندارد -چه فرد دیگری بتواند وجود خدا را اثبات نماید و یا در کل خدایی باشد و ما نتوانیم اثباتش کنیم- بلکه شرایط زندگی دنیوی اقتضا میکند که عملمان را بر اساس آن شرایط سامان دهیم و به حکمی نیازمند باشیم که قاطع دعوا و بحث باشد.