۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انسان» ثبت شده است

گفتاری درباره انسانیت

انسانیت به معنای طبیعت و ذات انسان است. این کلمه به وضع طبیعی انسانی اشاره دارد. وضع طبیعی حالتی است که در آن انسان ها بدون دخالت علل خارجی و به صورت مستقیم و فی ذاته عمل میکنند. با این تعریف وضع طبیعی با حالت آنارشیم مساوی است. دو نظریه در باب وضع طبیعی انسان وجود دارد: یک اینکه انسان ها در وضع طبیعی به صورت خیر خواهانه و اخلاقی عمل می کنند و هر یک از آنها فرشته هایی هستند که در روی زمین قرار گرفته اند. طرفداران این نظریه در پاسخ به این سوال که پس این حجم از شرارت آدمی از کجا می آید؟ جواب می دهند که این شرارت ناشی از عوامل دیگری من جمله دولت می باشد و خود انسان ها موجوداتی پاک به شمار می روند. عوامی که از انسانیت سخن می گویند و دین خود را انسانیت می نامند! ناظر به این نظریه صحبت میکنند. بحثی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا اخلاقیات اعتباری هستند یا اصیل؟ مطابق این نظریه اخلاقیات اصیلند و در خود انسان ها وجود دارند. دو اینکه انسان ها در حالت طبیعی شرور و منفعت طلب هستند و نمیتوان آنها را به حال خود رها کرد چرا که به گرگ هایی بدل خواهند شد که همدیگر را خواهند درید. بنا بر اینکه کدام یک از این دو نظریه را قبول داشته باشیم حکومت های متنوعی شکل میگیرند که تعدادی بر آزادی بنا بر نظریه ی اول تکیه دارند و تعدادی دیگر بر امنیت بنا بر نظریه ی دوم. آنچه که واضح است امنیت و آزادی دو مفهوم معکوس نسبت به یکدیگرند که با زیاد شدن یکی دیگری کم می شود.

  • محمدجواد گلشن
  • پنجشنبه ۲ شهریور ۹۶

تشکیل دولت کشور

انسان های اولیه، به مانند تمامی حیوانات دیگر، نمونه ی کاملی از اراده ی حیات بودند. این غریزه ی سرکش بقا بود که انسان ها را وادار به اعمال مختلف می کرد و اراده ی انسان ها، در کم ترین حد خود قرار داشت.

با تکامل تدریجی انسان ها، نقش تفکر و اراده حالت پر رنگ تری را به خود گرفت و باعث شکل گیری اراده ای جدید به نام قدرت شد. قدرت، در واقع، حالت متکامل و متفکرانه ی اراده ی حیات پیشین بود.

انسان ها، فی ذاته طالب قدرتند. هر یک، می کوشند با راهکارهای ویژه، بر دیگری پیروز شوند. اگر انسان ها به حال خود رها شوند؛ هر یک به گرگی بدل خواهند شد که همدیگر را خواهند درید.

هیچ کس حاضر نیست در زیر یوغ انسانی دیگر قرار گیرد و از طرفی تمام انسان ها، بر حسب اراده ی بقا از مرگ هراسانند پس همه به یک قرارداد اجتماعی تن می دهند که می تواند خوی قدرت طلبی آن ها را مهار کند و نیاز های بیشتری از آنها را برطرف نماید. قراردادی که از قدرت تک تک انسان ها نشأت گرفته و موجودی جدید به نام دولت را تولید می کند. دولت، پادشاهی است که با استفاده از حربه ی مجازات، انسان ها را تسخیر می کند. 

دولت ها، قوانین، ادیان و اخلاقیات همگی اموری هستند که ما به آنها اعتبار می دهیم تا در مقابل قدرت طلبی انسان ها بایستند.

  • محمدجواد گلشن
  • سه شنبه ۳ اسفند ۹۵

عصیان

.

احتمالا انسان واکنشی عصیان گرایانه نسبت به طبیعت است. نسبت به ذات خود است. وگرنه چگونه ممکن است که از طبیعت باشد و منطق داشته باشد و احساس داشته و شعور داشته باشد؟ این ها تباه کننده ی ذات طبیعی انسانند. این ها هستند که انسان را از جایگاه واقعی اش دور کرده اند. این ها هستند که پارادوکسی را در وجود انسان ایجاد کرده اند. چطور ممکن است که جسم مادی با وجود شبه معنوی کنار بیاید؟ اگر میبینید که هرچه می گذرد و انسان مدرن تر می شود بیش تر در منجلاب فرو می رود جای تعجبی ندارد زیرا هرچه بیش تر از این ابزار ها استفاده میکند به حقیقت خود لطمه وارد می کند. به طبیعت ضربه میزند. شاید خیلی از ما در نگاه اول تصور کنیم که انسان طبیعت را در اختیار دارد ولی این طبیعت است که که ضربه ی کاری را میزند و قصد مجازات انسان را دارد. دیوانگی نخستین راه بازگشت به دین ما است.

  • محمدجواد گلشن
  • جمعه ۷ خرداد ۹۵
شب
با گلوی خونین
خوانده‌ست
دیرگاه.
دریا
نشسته سرد.
یک شاخه
در سیاهیِ جنگل
به سوی نور
فریاد می‌کشد.

احمد شاملو
دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید