۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جامعه» ثبت شده است

در ماری جوانا ۲

یکی از اساسی ترین مشکلاتی که انسان ها به واسطه ی زندگی در اجتماع گریبانگیر آن می شوند برچسب زدن افراد مختلف به روی آن ها است. برچسب زدن فرایندی است که طی آن افرادی که تعریف کننده ی قانون، دین، اخلاق و در یک کلمه فرهنگ جامعه اند بر روی اشخاص می زنند تا منحرفین از این تعاریف را مجازات کنند. برای مثال به کسی که عقاید دینی را قبول ندارد برچسب مرتد زده می شود و یا کسی که چیزی را از دیگری می رباید به او دزد اطلاق می شود. تمامی برچسب هایی که بر روی افراد زده میشود از طرف شخص قوی تر اعمال می شود و چنانچه شخص قوی تر فردی منصف و حق نگر نباشد؛ چه بسا به تولید برچسب هایی بپردازد که نشان دهنده ی حقیقت موضوع نیست و سبب شود این برچسب همگانی شود و دیگران نیز از این برچسب غلط بر علیه اشخاص استفاده کنند و جامعه پر از برچسب هایی شود که افراد را مجرم، مرتد، گناهکار و ضد فرهنگ می نامد و افراد نیز ناچار بنا بر جبر جامعه به این نتیجه برسند که آنها واقعا کج رو هستند و باید اصلاح شوند و یا از اصلاح خود نا امید شده؛ برچسب خویش را می پذیرند و عمل کجروانه ی خود را تشدید می کنند.

مقدمه ی بالا را عرض کردم که به این نتیجه برسم که مصرف کنندگان ماری جوانا نیز در فرآیند برچسب زدن در جامعه ضربه خواهند خورد و برچسب هایی مثل معتاد به مواد مخدر و نظایر آن از طرف جامعه عاید این افراد می شود که بر شکل گیری آینده ی آنها اثر می گذارد و چه بسا فرد واقعا اعتیاد خود را قبول کرده و به سمت مواد مخدر خطرناک سوق پیدا کند! از طرفی دیگر بسیاری از افراد که اشتباهات بسیار بزرگی مرتکب می شوند ولی از سمت جامعه برچسبی به آن ها زده نمی شود به خود جرئت این را می دهند که  به دیگران که در حقیقت گناهی مرتکب نشده اند برچسب های ناروایی بزنند.

  • محمدجواد گلشن
  • چهارشنبه ۱۲ دی ۹۷

تشکیل دولت کشور

انسان های اولیه، به مانند تمامی حیوانات دیگر، نمونه ی کاملی از اراده ی حیات بودند. این غریزه ی سرکش بقا بود که انسان ها را وادار به اعمال مختلف می کرد و اراده ی انسان ها، در کم ترین حد خود قرار داشت.

با تکامل تدریجی انسان ها، نقش تفکر و اراده حالت پر رنگ تری را به خود گرفت و باعث شکل گیری اراده ای جدید به نام قدرت شد. قدرت، در واقع، حالت متکامل و متفکرانه ی اراده ی حیات پیشین بود.

انسان ها، فی ذاته طالب قدرتند. هر یک، می کوشند با راهکارهای ویژه، بر دیگری پیروز شوند. اگر انسان ها به حال خود رها شوند؛ هر یک به گرگی بدل خواهند شد که همدیگر را خواهند درید.

هیچ کس حاضر نیست در زیر یوغ انسانی دیگر قرار گیرد و از طرفی تمام انسان ها، بر حسب اراده ی بقا از مرگ هراسانند پس همه به یک قرارداد اجتماعی تن می دهند که می تواند خوی قدرت طلبی آن ها را مهار کند و نیاز های بیشتری از آنها را برطرف نماید. قراردادی که از قدرت تک تک انسان ها نشأت گرفته و موجودی جدید به نام دولت را تولید می کند. دولت، پادشاهی است که با استفاده از حربه ی مجازات، انسان ها را تسخیر می کند. 

دولت ها، قوانین، ادیان و اخلاقیات همگی اموری هستند که ما به آنها اعتبار می دهیم تا در مقابل قدرت طلبی انسان ها بایستند.

  • محمدجواد گلشن
  • سه شنبه ۳ اسفند ۹۵

نوشتاری درباره ی اخلاقیات

کانت در کتاب ''نقد عقل محض'' معتقد است که اخلاقیات از جمله چیز هایی است که در عقل بالذات وجود دارد و در سرشت آدمیان است. من فکر می کنم اگر نگاهی تاریخی به این مسئله داشته باشیم دیدگاه کانت دیدی نادرست است چرا که اخلاقیات عبارت است از رفتارهایی که در نهایت به سود جمع تمام شود و این دقیقا همان روشی است که آدمیان برای زندگی در کنار هم با هدف رفع نیازهایشان اتخاذ کرده اند. با گذشت زمان و با ازدیاد فرهنگ جوامع اخلاقیات شکلی متنوع و زاینده پیدا میکنند. به گونه ای که امروزه این فرهنگ است که به اخلاقیات اعتبار می بخشد و حتی اخلاقیاتی جدید تولید می کند. انسان ها در ذات خودشان طالب قدرت هستند و وقتی متوجه این موضوع می شوند که به تنهایی قادر به کسب قدرت نیستند با تشکیل جوامع و حاکمیت خواستار این هستند که به هدف خویش برسند. در واقع اخلاقیات فی نفسه اعتباری ندارند و این ما هستیم که به آنها اعتبار می دهیم.

  • محمدجواد گلشن
  • يكشنبه ۲۴ بهمن ۹۵
شب
با گلوی خونین
خوانده‌ست
دیرگاه.
دریا
نشسته سرد.
یک شاخه
در سیاهیِ جنگل
به سوی نور
فریاد می‌کشد.

احمد شاملو
دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید