۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دریا» ثبت شده است

به دریا باز گردیم

1.

به دریا بازگردیم

ماهیانی گفتند

بر فراز آب ها

روی پلی معلق

2.

کوه های بلند 

اجر خود را گرفتند

دریا

بخشیدشان ماه را

3.

سوزنده آتشی

کنار جوی آب 

فریاد می کشید

4.

قطره ای محبوس صخره هاست

موج ها اگر چنین می کوبند

  • محمدجواد گلشن
  • جمعه ۲۸ اسفند ۹۴

در شکوفه ها می نگرم

1. 
در شکوفه ها می نگرم
به یاد می آورم
روزی را
زیر خاک
درختی رویاند
بوسه هایمان

2.
دریا
چه پریشان می نمود
نزدیک شد ماه

3.
به درازا کشید
سایه ی شب
در زیر آفتاب
  • محمدجواد گلشن
  • شنبه ۱ اسفند ۹۴
شب
با گلوی خونین
خوانده‌ست
دیرگاه.
دریا
نشسته سرد.
یک شاخه
در سیاهیِ جنگل
به سوی نور
فریاد می‌کشد.

احمد شاملو
دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید