۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دیوانه» ثبت شده است

جادوی کلمات

.

ندارد طاقت بند گران بال پریزادان 

بر آن اندام نازک رحم کن بند قبا بگشا

بعضی از کلمه ها هستند که بار معنایی و خیال انگیزی خیلی عجیبی دارند. می شود گفت وقتی به کار گرفته می شوند؛ تمامی بار شعر را بر دوش خود حمل می کنند؛ یعنی آن کلمه یک طرف؛کل بیت یک طرف. وقتی به آن کلمه میرسیم تمام هیجان و احساس خود را برای خوانش آن کلمه خرج میکنیم تا به بهترین شکل ادا شود و تمام شور خود را موقع خواندن آن به بیرون میریزیم و احتمالا حرکاتی از خود نشان میدهیم که به همه اعلام کنیم ما دیوانه شده ایم و دست ها را مشت می کنیم و نمی دانیم چه افسونی در این یک کلمه قرار دارد. برای مثال در این بیت از صائب وقتی به کلمه ی "رحم کن" میرسیم چنان آن را با مکث و حوصله می خوانیم که گویا جز آن چیزی نبوده است. در جایی که عاشق با یک خواهش ملتمسانه خواهان این است که معشوق، هم کاری کند که بر اندام خود رحم آورد و به آنها آسیب نزند (گویا لباس برای او مثل یک تیغ برنده است) و هم در پس پرده می خواهد به خواست خود برسد و نفع خود را کسب کند. نمیدانم ولی آیا اگر واژه ی دیگری به غیر از "رحم کن" استفاده می شد چنین افسونی را داشت؟

  • محمدجواد گلشن
  • پنجشنبه ۶ خرداد ۹۵

دیوار خودش گفت که ویرانه تر است

1.

دیوانه شده است و عشق دیوانه تر است

از سوزش شمع/عشق پروانه تر است

دیوار خودش گفت که عشق آزادی است

دیوار خودش گفت که ویرانه تر است

2.

این رشته که از ماه کشیده شده است

در دوره ی نوزیست تنیده شده است

تحقیق عمل آمده گوید ﺍَﺑﺮﺍﻡ

در حال نماز ماه دیده شده است


پ.ن1: دوران نوزیست یا ﺳِﻨﻮﺯﻭﺋﯿﮏ یکی از دوران های تاریخ زیستی زمین است و مهم ترین ویژگی های آن پیدایش انسان و تنوع و گسترش پستانداران است.

پ.ن2: نام ابراهیم در کتاب مقدس ﺍَﺑﺮﺍﻡ ذکر شده است.

  • محمدجواد گلشن
  • جمعه ۳۰ بهمن ۹۴
شب
با گلوی خونین
خوانده‌ست
دیرگاه.
دریا
نشسته سرد.
یک شاخه
در سیاهیِ جنگل
به سوی نور
فریاد می‌کشد.

احمد شاملو
دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید