۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «طبیعت» ثبت شده است

رابطه ی زمان لذت و رنج و ملال

زمان و لذت و رنج و ملال رابطه ی تنگاتنگی با یکدیگر دارند. در هنگام لذت، زمان برای ما به سرعت پیش می رود و بر عکسش در هنگام رنج و ملال زمان به کندی می گذرد. هیچ وقت پیش نیامده که ما در حال لذت باشیم و زمان کند بگذرد و یا در حال رنج و ملال و زمان زود بگذرد. به عبارتی زمان و لذت و یا زمان و رنج لازم و ملزوم یکدیگرند.

 دو نتیجه با استفاده از مقدمه ی بالا:

 یک اینکه زمان با ذهن انسان ارتباط کاملی دارد به گونه ای که حالات ذهنی مختلف، بر رویش اثر میگذارد و آن را کم و بیش میکند. از این استدلال میتوان چنین نتیجه گرفت که زمان میتواند امری ذهنی باشد و نه خارجی و عینی. -چنانچه کانت به آن اشاره کرده است-

 دو اینکه ذات زندگی -به زندگی اشاره کردم و نه طبیعت چرا که معتقدم برخلاف گفته ی شوپنهاور این طبیعت نیست که شر است بلکه رابطه ی حیوان و طبیعت که زندگی نامیده میشود شر به حساب می آید. ما نباید شر بودن این رابطه را به کل طبیعت تعمیم دهیم- نمی تواند خیر تلقی شود چرا که لذت در هنگامی حاصل میشود که زندگی با سرعت میگذرد و رنج و ملال در هنگامی است که ما در حال بهره ی کامل از زندگی هستیم و زندگی در نهایت کندی خویش است. میتوان نتیجه ای کاربردی نیز از این مطلب داشت که به جای پیدا کردن لذت و تلاش برای دستیابی به آن طوری زندگی کنیم که زندگی هر چه تندتر بگذرد چرا که در شتاب زمان است که لذت ایجاد میشود. حتی میتوان خودِ گذر عمر را نیز جزیی از لذات به حساب آورد.

  • محمدجواد گلشن
  • شنبه ۲۵ شهریور ۹۶

گفتاری درباره انسانیت

انسانیت به معنای طبیعت و ذات انسان است. این کلمه به وضع طبیعی انسانی اشاره دارد. وضع طبیعی حالتی است که در آن انسان ها بدون دخالت علل خارجی و به صورت مستقیم و فی ذاته عمل میکنند. با این تعریف وضع طبیعی با حالت آنارشیم مساوی است. دو نظریه در باب وضع طبیعی انسان وجود دارد: یک اینکه انسان ها در وضع طبیعی به صورت خیر خواهانه و اخلاقی عمل می کنند و هر یک از آنها فرشته هایی هستند که در روی زمین قرار گرفته اند. طرفداران این نظریه در پاسخ به این سوال که پس این حجم از شرارت آدمی از کجا می آید؟ جواب می دهند که این شرارت ناشی از عوامل دیگری من جمله دولت می باشد و خود انسان ها موجوداتی پاک به شمار می روند. عوامی که از انسانیت سخن می گویند و دین خود را انسانیت می نامند! ناظر به این نظریه صحبت میکنند. بحثی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا اخلاقیات اعتباری هستند یا اصیل؟ مطابق این نظریه اخلاقیات اصیلند و در خود انسان ها وجود دارند. دو اینکه انسان ها در حالت طبیعی شرور و منفعت طلب هستند و نمیتوان آنها را به حال خود رها کرد چرا که به گرگ هایی بدل خواهند شد که همدیگر را خواهند درید. بنا بر اینکه کدام یک از این دو نظریه را قبول داشته باشیم حکومت های متنوعی شکل میگیرند که تعدادی بر آزادی بنا بر نظریه ی اول تکیه دارند و تعدادی دیگر بر امنیت بنا بر نظریه ی دوم. آنچه که واضح است امنیت و آزادی دو مفهوم معکوس نسبت به یکدیگرند که با زیاد شدن یکی دیگری کم می شود.

  • محمدجواد گلشن
  • پنجشنبه ۲ شهریور ۹۶

عصیان

.

احتمالا انسان واکنشی عصیان گرایانه نسبت به طبیعت است. نسبت به ذات خود است. وگرنه چگونه ممکن است که از طبیعت باشد و منطق داشته باشد و احساس داشته و شعور داشته باشد؟ این ها تباه کننده ی ذات طبیعی انسانند. این ها هستند که انسان را از جایگاه واقعی اش دور کرده اند. این ها هستند که پارادوکسی را در وجود انسان ایجاد کرده اند. چطور ممکن است که جسم مادی با وجود شبه معنوی کنار بیاید؟ اگر میبینید که هرچه می گذرد و انسان مدرن تر می شود بیش تر در منجلاب فرو می رود جای تعجبی ندارد زیرا هرچه بیش تر از این ابزار ها استفاده میکند به حقیقت خود لطمه وارد می کند. به طبیعت ضربه میزند. شاید خیلی از ما در نگاه اول تصور کنیم که انسان طبیعت را در اختیار دارد ولی این طبیعت است که که ضربه ی کاری را میزند و قصد مجازات انسان را دارد. دیوانگی نخستین راه بازگشت به دین ما است.

  • محمدجواد گلشن
  • جمعه ۷ خرداد ۹۵
شب
با گلوی خونین
خوانده‌ست
دیرگاه.
دریا
نشسته سرد.
یک شاخه
در سیاهیِ جنگل
به سوی نور
فریاد می‌کشد.

احمد شاملو
دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید