۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ماه» ثبت شده است

به باد سرکش عشقت

به باد سرکش عشقت بگو کاهی نمی خیزد

که تیر عشق بر هر کس خورد آهی نمی خیزد


ستم را پیشه ی خود می کند اما نمی داند

که دریای دلم چون تیره شد ماهی نمی خیزد


مگر عشق من بیدل در او تاثیر هم دارد؟

که چاه عاشق شده است از آسمان ماهی نمی خیزد


کویر وحشتم هر لحظه آتشبار می گردد

و می دانم از این آتش سرا چاهی نمی خیزد


درون عشق آبادش دلم ویرانه ای گشته

گدایی که به ثروت می رسد شاهی نمی خیزد


صدایم را بخوان از لب؛به هر جا می روی باشد

ولی روزی که برگردی؛بدان راهی نمی خیزد

  • محمدجواد گلشن
  • جمعه ۳۱ ارديبهشت ۹۵

به دریا باز گردیم

1.

به دریا بازگردیم

ماهیانی گفتند

بر فراز آب ها

روی پلی معلق

2.

کوه های بلند 

اجر خود را گرفتند

دریا

بخشیدشان ماه را

3.

سوزنده آتشی

کنار جوی آب 

فریاد می کشید

4.

قطره ای محبوس صخره هاست

موج ها اگر چنین می کوبند

  • محمدجواد گلشن
  • جمعه ۲۸ اسفند ۹۴

در شکوفه ها می نگرم

1. 
در شکوفه ها می نگرم
به یاد می آورم
روزی را
زیر خاک
درختی رویاند
بوسه هایمان

2.
دریا
چه پریشان می نمود
نزدیک شد ماه

3.
به درازا کشید
سایه ی شب
در زیر آفتاب
  • محمدجواد گلشن
  • شنبه ۱ اسفند ۹۴

دیوار خودش گفت که ویرانه تر است

1.

دیوانه شده است و عشق دیوانه تر است

از سوزش شمع/عشق پروانه تر است

دیوار خودش گفت که عشق آزادی است

دیوار خودش گفت که ویرانه تر است

2.

این رشته که از ماه کشیده شده است

در دوره ی نوزیست تنیده شده است

تحقیق عمل آمده گوید ﺍَﺑﺮﺍﻡ

در حال نماز ماه دیده شده است


پ.ن1: دوران نوزیست یا ﺳِﻨﻮﺯﻭﺋﯿﮏ یکی از دوران های تاریخ زیستی زمین است و مهم ترین ویژگی های آن پیدایش انسان و تنوع و گسترش پستانداران است.

پ.ن2: نام ابراهیم در کتاب مقدس ﺍَﺑﺮﺍﻡ ذکر شده است.

  • محمدجواد گلشن
  • جمعه ۳۰ بهمن ۹۴
شب
با گلوی خونین
خوانده‌ست
دیرگاه.
دریا
نشسته سرد.
یک شاخه
در سیاهیِ جنگل
به سوی نور
فریاد می‌کشد.

احمد شاملو
دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید