۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ملال» ثبت شده است

رابطه ی زمان لذت و رنج و ملال

زمان و لذت و رنج و ملال رابطه ی تنگاتنگی با یکدیگر دارند. در هنگام لذت، زمان برای ما به سرعت پیش می رود و بر عکسش در هنگام رنج و ملال زمان به کندی می گذرد. هیچ وقت پیش نیامده که ما در حال لذت باشیم و زمان کند بگذرد و یا در حال رنج و ملال و زمان زود بگذرد. به عبارتی زمان و لذت و یا زمان و رنج لازم و ملزوم یکدیگرند.

 دو نتیجه با استفاده از مقدمه ی بالا:

 یک اینکه زمان با ذهن انسان ارتباط کاملی دارد به گونه ای که حالات ذهنی مختلف، بر رویش اثر میگذارد و آن را کم و بیش میکند. از این استدلال میتوان چنین نتیجه گرفت که زمان میتواند امری ذهنی باشد و نه خارجی و عینی. -چنانچه کانت به آن اشاره کرده است-

 دو اینکه ذات زندگی -به زندگی اشاره کردم و نه طبیعت چرا که معتقدم برخلاف گفته ی شوپنهاور این طبیعت نیست که شر است بلکه رابطه ی حیوان و طبیعت که زندگی نامیده میشود شر به حساب می آید. ما نباید شر بودن این رابطه را به کل طبیعت تعمیم دهیم- نمی تواند خیر تلقی شود چرا که لذت در هنگامی حاصل میشود که زندگی با سرعت میگذرد و رنج و ملال در هنگامی است که ما در حال بهره ی کامل از زندگی هستیم و زندگی در نهایت کندی خویش است. میتوان نتیجه ای کاربردی نیز از این مطلب داشت که به جای پیدا کردن لذت و تلاش برای دستیابی به آن طوری زندگی کنیم که زندگی هر چه تندتر بگذرد چرا که در شتاب زمان است که لذت ایجاد میشود. حتی میتوان خودِ گذر عمر را نیز جزیی از لذات به حساب آورد.

  • محمدجواد گلشن
  • شنبه ۲۵ شهریور ۹۶

زندگی به مثابه ی مازوخیسم

چیزهای خوب را همیشه نگه دارید و هیچ وقت به آنها نرسید. همیشه در طلبشان باقی بمانید. 

امید تنها راه زنده ماندن است گرچه همراه با رنج باشد.


گزین گویه: و در نهایت از چیزهای بسیار خوب دردهای بسیار عمیق باقی می ماند.


پ.ن: متممی به مطلب رنج و ملال وبلاگ

  • محمدجواد گلشن
  • سه شنبه ۲۱ شهریور ۹۶

رنج و ملال

پس از آنکه انسان تمام رنجها و شکنجه های خود را در توهم دوزخ خلاصه کرد؛ برای بهشت چیزی جز کسالت باقی نماند.

آرتور شوپنهاور

جهان همچون اراده و تصور


زندگی مانند یک آونگ است. آونگی میان رنج و ملال. انسانها همانند گلوله ی آونگ هستند که در جهت رفع نیازهایشان دائما در حال تلاشند و گرایش به یک سمت آونگ دارند و همین تلاش مضاعف و خستگی ناپذیر به مثابه ی درد و رنجی است که با رسیدن به یک نیاز، نیازهای دیگر خودنمایی می کنند و این نیازها پایانی ندارند. همین که شخص احساس می کند نیازی از نیازهایش برطرف می شود احساس بی نیازی نمی کند بلکه نیاز به برآورده کردن نیازهای جدید را دارد و همین نیاز ناشی از درد است و از آنجا که این نیاز ها در طول زمان همیشگیند پس انسان دائما در رنج قرار دارد. درست همانند سیسیفوس که چون تخته سنگی را به قله ی کوه می برد محکوم بر این بود که دوباره به دامنه ی کوه باز گردد و تخته سنگ غلتیده شده به پایین را دوباره به قله ببرد و این روند تا ابد ادامه داشت. از طرفی همین که نیازی برآورده شد؛ در طول زمان، لذت نبود آن نیاز مقطعی و گذرا است و زود زمانی برسد که آن لذت جای خود را به ملال دهد و انسان از طرف دردها و رنج های آونگ به طرف ملال ها منتقل شود. ملالی که بسیار بدتر از رنج است؛ چرا که در خود رنج امیدی به رفع آن رنج وجود دارد ولی ملال حالتی از رنج است که دیگر همان امید نیز وجود ندارد.

  • محمدجواد گلشن
  • يكشنبه ۲۱ خرداد ۹۶

در فضیلت تنهایی

هوشمند کسی است که تا حد امکان از مراوده با اشخاص خودداری کند. چرا که ارتباط با هر شخصی به معنای وابستگی به آن شخص می باشد. و چون هر فردی نمودی از اراده می باشد و اراده منتج به درد و رنج و ملال می شود؛ این ارتباط و وابستگی سبب شریک شدن ما با آن شخص در اراده و درنتیجه در رنج و ملالش می شود و رنج و ملالی دوچندان عاید ما می گردد.

تنها در صورتی که شخصی واقعا اهل تفکر باشد گفت و گو با وی سبب لذت می شود زیرا طرفین میزان اراده را تا حد زیادی در خود فرو کاسته اند.

  • محمدجواد گلشن
  • يكشنبه ۲۴ بهمن ۹۵

خودکشی

خودکشی به امید رهایی از مصائب زندگی کاری عبث و بیهوده است زیرا چنانچه ما پس از مرگ ادراک و آگاهی خود را از دست بدهیم دیگر چیزی از ما باقی نمی ماند تا شیرینی و لذت نبود زندگی را احساس کنیم لکن تحمل این وظیفه ی طاقت فرسا(خواه بدون لذت یا همراه با ملال) بسیار معقولانه تر از نبودن است.

هوشمندان را می بینم که از مرگ به زندگی گریخته اند. آنها مرگ را آزمودند و به زندگی بازگشتند. به راستی که آنان مُردند اما ادراکشان را از دست ندادند. 

  • محمدجواد گلشن
  • دوشنبه ۶ دی ۹۵
شب
با گلوی خونین
خوانده‌ست
دیرگاه.
دریا
نشسته سرد.
یک شاخه
در سیاهیِ جنگل
به سوی نور
فریاد می‌کشد.

احمد شاملو
دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید